خشایارشا و شلاق دریا: تورم من در دل تاریخ مستند
روایت تاریخی شلاق زدن دریا به فرمان خشایارشا در تنگه هلسپونت و تحلیل روانشناختی آن از منظر مفهوم یونگی تورم من.
واکاوی و کالبدشکافی اساطیر بر پایه روانشناسی اعماق کارل گوستاو یونگ
روایت تاریخی شلاق زدن دریا به فرمان خشایارشا در تنگه هلسپونت و تحلیل روانشناختی آن از منظر مفهوم یونگی تورم من.
تحلیل شخصیت منیژه به عنوان نماد وفاداری عاشقانه آگاهانه و مقاومت در برابر پدری خودکامه با از دست دادن تمام امتیازات سلطنتی.
بررسی کهنالگوی آنیمای فعال در داستان رودابه و زال؛ زنی که آگاهانه و مستقل مرزهای سیاسی و خانوادگی دشمنان را به چالش کشید.
بررسی روانشناختی اتهام جنون به کمبوجیه، دومین پادشاه هخامنشی، از منظر هرودوت و نظریه فرافکنی سایه در سطح تاریخنگاری جمعی.
تحلیل غزلوارهی لیلی و مجنون نظامی گنجوی بر اساس کهنالگوی آنیما و خطرات فرافکنی افراطی تصویر درونی بر معشوق بیرونی.
بررسی سفر بهرام گور در هفت کاخ هفت رنگ نظامی گنجوی به عنوان نقشهی راه نمادین فرآیند فردیت و یکپارچگی روانی یونگی.
تحلیل شخصیت حکیم ابوالقاسم فردوسی به عنوان تجسم کهنالگوی نگهبان ناخودآگاه جمعی و حافظ اسطورهها و زبان یک ملت.
تحلیل رباعیات عمر خیام نیشابوری از منظر رویارویی با سایهی مرگ و اضطراب وجودی، و روانشناسی پذیرش فناپذیری در نیمهی دوم عمر.
تحلیل منطقالطیر عطار از منظر روانشناسی تحلیلی یونگ و پیوند تمثیل سیمرغ با فرآیند فردیت و دستیابی به خویشتنِ حقیقی.
بازخوانی ابیات آغازین مثنوی معنوی از منظر تمثیل نی و بستر روانشناختی اشتیاق برای بازگشت به یکپارچگی و هماهنگی روان.
بررسی شخصیت رند در غزلهای حافظ بهعنوان تجلی کهنالگوی حیلهگر (تریکستر) و کارکرد آن در نقد و به چالش کشیدن نقاب اجتماعی یا پرسونا.
تحلیل معروفترین شعر بنیآدم سعدی بر اساس مفهوم ناخودآگاه جمعی یونگ و همدلی وجودی و غیرارادی در ژرفای روان بشری.
تحلیل تاریخی و روانشناختی سقوط و قتل صدراعظم مصلح ایران، امیرکبیر، بر اساس کهنالگو و مکانیسم دفاعی فرافکنی سایه جمعی.
بررسی مفهوم اهریمن در اندیشه زرتشتی به عنوان مظهر سایه کیهانی و مقایسه آن با سطوح سایه فردی و جمعی از منظر یونگ.
تحلیل روانشناختی زرتشت به عنوان مظهر پویای کهنالگوی پیر فرزانه و نقش پرسشگری آگاهانه در گذار به فرآیند فردیت.
بازخوانی داستان سهراب از منظر کهنالگوی فرزند ابدی (Puer Aeternus) و چالشهای جستجوی هویت مستقل در سایه نام و نشان رستم.
تحلیل روانشناختی مهار و به بند کشیدن ضحاک در دماوند توسط فریدون به عنوان نمادی غنی از یکپارچهسازی و مدیریت فعال سایه درون.
بررسی تراژدی اسفندیار از منظر مفهوم پرسونای یونگ و عواقب غفلت از خودِ واقعی با همسانپنداری با نقابهای صلب اجتماعی و آسیبناپذیری کاذب.
تحلیل روانشناختی اسطورهی بیژن در چاه افراسیاب بر اساس نظریه تروما و خاطرهی سرکوبشدهی یونگ و چگونگی رهایی از زندان درون.
تحلیل عمیق اسطوره تهمینه به عنوان نماد کهنالگوی مادر بر اساس نظریات کارل گوستاو یونگ و میل ناخودآگاه او به پیوند و کنشگری مستقل زنانه.
تحلیل روانشناختی اسطوره گردآفرید بر اساس سفر قهرمان جوزف کمبل و فرآیند فردیت یونگ به عنوان نمونهای درخشان از یکپارچگی آنیموس و آنیما.
بررسی روانشناختی اسطوره فرنگیس دختر افراسیاب بر پایه مفهوم آنیموس کارل یونگ به عنوان الگوی عقلانیت و کنشگری فعال مستقل زنانه.
تحلیل روانشناختی و کهنالگویی زره و نقاب رستم دستان و چالشهای انسان امروز در مواجهه با نقاب قهرمانی و آسیبپذیریهای روان.
بررسی عمیق بحران میانسالی از دیدگاه کارل گوستاو یونگ به عنوان یک فراخوان روانی برای گذار از من (Ego) به خود (Self).
بررسی روانشناختی یکی از هولناکترین تراژدیهای شاهنامه بر پایه دیدگاه کارل گوستاو یونگ و مفهوم عقده پدر (Father Complex).
تحلیلی بر طرد شدن زال به البرزکوه به عنوان نماد هبوط به ناخودآگاه، و سیمرغ به عنوان تجسم تمامیت روان و خرد برتر.
بررسی روانشناختی چگونگی مدیریت اضداد در پادشاهی کوروش هخامنشی بدون فرورفتن در تورم من (Ego Inflation).
بررسی عمیق روانشناختی اسطوره ضحاک ماردوش بر پایه دیدگاه کارل گوستاو یونگ به عنوان مظهر سایه سرکوبشده و فرافکنی شده.
بررسی روانشناختی چگونگی مهار و کنترل جنبههای تاریک روان و فرافکنی سایه در حکومت کوروش بزرگ بر پایه دیدگاههای کارل گوستاو یونگ.
بررسی نقش ایزدبانو آناهیتا به عنوان مظهر متعالی و مثبت کهنالگوی آنیما در ناخودآگاه انسان و دعوت به احیای بخشهای شهودی روان.
تحلیل روانشناختی ادعای الوهیت جمشید به عنوان مظهر بارز تورم من (Ego Inflation) و پیامدهای آن در فروپاشی فر ایزدی و صعود ضحاک.
تحلیل قیام کاوهی آهنگر و درفش کاویانی بر پایه مفهوم سایهی جمعی یونگ و چگونگی مهار خشم انباشته یک ملت تحت استبداد ضحاک.
تحلیل رفتار سودابه به عنوان مظهر آنیموس منفی و آنیمای آسیبرسان و چگونگی سوق دادن نیروی اراده و هوش به سوی مکر و دسیسه.